گل سرخي كه چيدي لاي موهاي مواجم خود نمايي مي كند و تو را خيره تر تا تو بر نگردي دخترك قصه ما خواب ندارد شبها زودتر برگرد بگذار در روشني چراغهاي آبادي تو در خانه باشي پ.ن: براي مرد هميشه مهربانم. تمام پريشاني و كابوسهايم فكر نبودن توست در بودنت سالهاست در كنج لبت خانه كرده ام با هر لبخندت صدر نشينم و با هر اخم ويران شاید روزی ببخشم شاید اگر بخندی همان آن شاید شاید باز هم زخمی نو روزی نو پ.ن: به دوستی گفتم از خدا یه هفته مرخصی می خوام، می خوام یه هفته بمیرم ولی خدا باید تضمین کنه که بعد از اون سالم برم گردونه، در جواب گفت راهش کماست. لبانم خندید و دلم فریاد زد. نه اشتباه نكن پاييزم رنگ دارد هزار رنگ زيبا و عاشق من امسال كورم. پ.ن.: خدايا مرخصي مي خوام. گاه خنده ام مي گيرد وقتي نقاب زن بودن را به صورت دارم. ... گاه گريه! نه ديگر دستانت بوي بهار نارنج مي دهند نه صدايت لرزش عشق دارد ي ك ز ن فرياد خواهد زد كه بازگردان تمام مهربان بودنت را و چه ساده! كه تو حتي شعرهايم را نمي خواني و چه خوش خيالم من كه درون شعرهايم برايت پيغام مي گذارم و چه ساده! پ.ن.: پشت خواهم كرد، پشت پا نخواهم زد. جنون و ديوانگي ام ديدني ست وقتي لبه بام رقص سماع مي كنم دلم انار هزار دانه مي خواهد كه با رنگ سرخ آن لبان بي رنگم را چون خون سرخ تو رنگ كنم - دلم به خونخواهي تو آمده




















نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت
16:55 توسط یک زن| |
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت
8:20 توسط یک زن| |
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت
10:19 توسط یک زن|
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت
9:43 توسط یک زن|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
19:40 توسط یک زن|
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت
13:44 توسط یک زن| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت
8:59 توسط یک زن| |
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت
11:18 توسط یک زن| |
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت
14:52 توسط یک زن| |
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت
15:33 توسط یک زن| |
